بسم الله الرحمن الرحیم
شهیده بنتالهدی الصدر؛ فریاد زینبی در کاخ یزیدِ زمان
1_مقدمه : زنی که با قلم و خون، تاریخ را لرزاند
در میان صفحات تاریخ معاصر عراق، نامی میدرخشد که نماد «بیداری» است. آمنه صدر، مشهور به بنتالهدی، تنها خواهرِ یک مرجع تقلید نبود؛ او یک فیلسوف، داستاننویس، مربی و رهبری سیاسی بود که توانست در اوج خفقان رژیم بعث، هستههای مقاومت زنان را شکل دهد. او ثابت کرد که قدرتِ «قلم یک زن» میتواند از قدرتِ «اسلحه یک دیکتاتور» هراسانگیزتر باشد.
2_زیست شخصی؛ نبوغ در خانه علم
آمنه در سال ۱۳۱۶ شمسی (۱۹۳۷ میلادی) در شهر کاظمین متولد شد. او فرزند خانوادهای بود که قرنها پرچمدار علم و مرجعیت در عراق و لبنان بودند. یکی از جالبترین نکات زندگی شخصی او این است که او به دلیل شرایط خاص آن زمان و محدودیتهای خانوادههای مذهبی، به مدارس دولتی نرفت، اما در خانه و تحت نظر برادران بزرگوارش (بهویژه شهید آیتالله سید محمدباقر صدر) چنان دانشی اندوخت که در جوانی به درجهای از اجتهاد و تسلط بر علوم اسلامی رسید که بسیاری از عالمان بر آن صحه گذاشتند.
رابطه عاطفی و فکری او با برادرش محمدباقر، فراتر از رابطه خواهر-برادری بود؛ آنها دو روح در یک بدن بودند که در مسیر آرمانهایشان، تا آخرین لحظه همسنگر ماندند.
3_جهاد قلم؛ ابداع سبک داستانی برای هدایت
بنتالهدی متوجه شد که برای اثرگذاری بر نسل جوان دختران که تحت تأثیر فرهنگهای غربی و کمونیستی بودند، نمیتوان تنها به کتابهای فقهی اکتفا کرد. او با نبوغ ادبی خود، شروع به نوشتن «داستانهای کوتاه و رمانهای اسلامی»* کرد. او در آثارش، چالشهای دختران آن روزگار را روایت میکرد و راهحلهای دینی را در قالب داستان به آنها میچشاند. او اولین زنی بود که ادبیات داستانی را وارد حوزه علمیه کرد و از این طریق، هزاران دختر عراقی را به مسیر ایمان بازگرداند.
4_میراث اجتماعی؛ معمارِ مدارس الزهراء (س)
بزرگترین یادگار اجتماعی ایشان، سرپرستی و مدیریت مدارس «الزهراء» در بصره و نجف بود. او تنها یک مدیر نبود؛ بلکه به اقصی نقاط عراق سفر میکرد، با زنان صحبت میکرد و برای آنها جلسات پرسش و پاسخ میگذاشت. او معتقد بود: «اگر زن مسلمان آگاه شود، کل جامعه اصلاح خواهد شد.» او نسل جدیدی از زنان تحصیلکرده و مبارز را تربیت کرد که بعدها بدنه اصلی نهضت اسلامی عراق را تشکیل دادند.
5_حماسه سیاسی؛ خروش در صحن حرم
اوج زندگی بنتالهدی در سال ۱۳۵۸ رقم خورد؛ زمانی که رژیم صدام برادرش را دستگیر کرد. در آن فضای خفقان که مردان جرأت اعتراض نداشتند، بنتالهدی به سمت حرم امام علی (ع) شتافت و با فریادی زینبی در میان جمعیت خروشید: «ای جدی! ای امیرالمؤمنین! برخیز و فرزندت را ببین که در بندِ ظالمان است…»
این سخنرانی آتشین چنان غوغایی به پا کرد که تظاهرات بزرگی در شهرهای مختلف عراق شکل گرفت و رژیم را مجبور کرد موقتاً برادرش را آزاد کند. از آن پس، او عملاً رهبری سیاسی جنبش را در کنار برادرش بر عهده داشت.
6_آثار مشهور و ماندگار
اگر میخواهید شخصیت او را از لابلای کلماتش بشناسید، این کتابها بهترین منبع هستند:
– رمان «دیدار در بیمارستان»: یکی از محبوبترین آثار داستانی او.
– در جستجوی حقیقت (الباحثه عن الحقیقه): داستانی پیرامون تحول روحی یک زن.
– کتاب «کلمات و نور»: مجموعهای از مقالات و آموزههای اخلاقی.
– رمان «فضیلت پیروز است»: که به تقابل ارزشهای اسلامی و مادیگرایی میپردازد.
7_شهادت؛ پایانی سرخ در سیاهچال
در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۵۹، دژخیمان بعثی بنتالهدی و برادرش را به بغداد منتقل کردند. روایتهای تکاندهندهای از شکنجههای ایشان نقل شده است. گفته میشود صدام حسین شخصاً در جلسه بازجویی حاضر شد و وقتی با صلابت و پاسخهای کوبنده بنتالهدی مواجه شد، در اوج خشم، دستور شهادت ایشان را صادر کرد.
او در سن ۴۳ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید و خون پاکش با خون برادرش در آمیخت. صدام چنان از نفوذ او میترسید که حتی اجازه برگزاری مراسم تشییع نداد و پیکر ایشان را مخفیانه دفن کرد.
8_مزار و آرامگاه
سالها محل دفن ایشان مخفی بود، اما بعدها مشخص شد که دژخیمان بعثی ایشان را در قبرستان وادیالسلام نجف به خاک سپردهاند. امروزه مزار این بانو و برادر بزرگوارش، زیارتگاه عاشقان آزادی و عدالت از سراسر جهان اسلام است.
منابع :
1. کتاب «بنتالهدی الصدر؛ برترین زن عصر ما»: گردآوری و ترجمه آثار و احوالات ایشان.
۲. کتاب «شهیده مظلومه»: نوشته جمعی از شاگردان ایشان در عراق.
۳. مجموعه داستانهای بنتالهدی الصدر: (به ویژه مقدمههایی که بر این داستانها در چاپهای جدید نوشته شده است).

