بسم الله الرحمن الرحیم
موقعیت ایران و آمریکا در سفر زمان“بازگشت به عصر حجر”
شنیده شده که آقای ترامپ در سخنرانی مهمی که داشتند در توضیح چرایی علت حمله به زیرساختهای ایران ابراز کردند که قصد دارند ایران را به عصر حجر و به جایی که از آن آمده بازگردانند. این اظهارنظر، دو موضوع مهم را در ذهن من پدید آورد. نخست، اینکه عمق عقده و حسادت دشمنان ما نسبت به تاریختمدنی والای این سرزمین، پیشرفتهای علمی و فرهنگی چشمگیر ایران و ایرانی حقیقتاً قابلتأمل است. این احساس حقارت تاریخی، منشأ حمله به زیرساختهای کشورمان است، این اعتراف نشاندهنده آگاهی دشمن از توانمندیهای بیرقیب این کشور در عرصههای مختلف است. گویی اعتراف تلویحی به قدرت و پتانسیلهای ایران است که با بیان چنین جملهای، سعی در توجیه تخریب آن دارند. اما مسئله دوم، سؤالی بود که بهصورت وسواس فکری مدام در ذهنم تکرار میشد: ایران و آمریکا در عصر حجر، از لحاظ تاریخی و جغرافیایی در چه موقعیتی قرار داشتند؟ تقریباً سه منطقه از زمین در حدود هزاره سوم قبل میلاد مسیح با اختراع خط وارد عصر تاریخی شدند به عبارتی تاریخ از همین دوران شروع میشود. این سه منطقه عبارت بودند از سواحل رود نیل (مصر)، سرزمینهای بین دو رود دجله و فرات (بینالنهرین، عراق امروزی) و سواحل رود کارون (ایران امروزی).
البته چون در زمینه تاریخ عصر حجر اطلاعات دقیقی نداشتم و نمیخواستم به کلیات قناعت کنم؛ ازاینرو برای یافتن پاسخ دقیق از هوش مصنوعی یک سؤال ساده پرسیدم. سؤال: “ایران و آمریکا در عصر حجر هریک چه موقعیتی قرار داشتند؟” هوش مصنوعی، باوجود برخی نواقص، اما درکل اطلاعات قابلتوجهی را ارائه داد که در ادامه به آن اشاره میکنم: پاسخ: در عصر حجر، ایرانیان یا پیشینیان آنها در موقعیت تاریخی و جغرافیایی بسیار مهمی قرار داشتند. در اینجا به تفکیک به این دو جنبه میپردازم: اولین مناطقی که در ایران شکل گرفتند سلسله جبال البرز و زاگرس هستند که به حدود ۷۵۰۰۰۰۰۰ سال پیش برمیگردد.
موقعیت تاریخی: شواهد باستانشناسی نشان میدهد که انسانهای اولیه (Homo erectus) از حدود ۵/۱ میلیون سال پیش در ایران حضور داشتهاند. اما حضور انسانهای خردمند ( Homo sapiens) (به حدود ۴۰,۰۰۰ سال پیش باز میگردد.
توسعه فرهنگهای باستانی: در طول عصر حجر،(paleolithic, Mesolithic , Neolithic ) فرهنگهای مهمی در ایران شکل گرفتند. این فرهنگها شامل: فرهنگ قزوین: یکی از قدیمیترین فرهنگهای (Paleolithic) در ایران. فرهنگ گنجه: در شمال غربی ایران. فرهنگ شاپور: در لرستان. فرهنگ ارسنجان: در فارس.
گذار به کشاورزی: در دوره (Neolithic) حدود ۱۰,۰۰۰ سال پیش، کشاورزی و دامپروری در ایران آغاز شد. این تحول بزرگ، سبک زندگی انسانها را تغییر داد و منجر به شکلگیری جوامع مستقر شد. پیش از تمدنهای بزرگ: فرهنگهای عصر حجر در ایران، پیشزمینه و بستر شکلگیری تمدنهای بزرگ بعدی مانند ایلام، و الیمایی بودند.
جغرافیای متنوع: ایران در عصر حجر، در منطقهای با جغرافیای بسیار متنوع قرار داشت. این منطقه شامل: دشتهای حاصلخیز: دشتهای غربی و شمال غربی ایران، مانند دشتهای آذربایجان و دشتهای غربی لرستان، برای کشاورزی بسیار مناسب بودند. کوهستانها: کوهستانهای زاگرس و البرز، زیستگاه مناسبی برای شکارچیان و جمعآورندگان گیاهان بودند. حاشیه دریا: مناطق ساحلی دریای خزر و خلیجفارس، منابع غذایی مهمی (مانند ماهی و صدف) را فراهم میکردند. بیابانها: مناطق مرکزی ایران، در طول عصر حجر، احتمالاً مرطوبتر از امروز بودند و پوشش گیاهی بیشتری داشتند. مسیر مهاجرت: ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در مسیر مهاجرت اقوام و گروههای انسانی از مناطق مختلف آسیا و اروپا قرار داشت. * پل ارتباطی: ایران، بهعنوان یک پل ارتباطی بین آسیا و اروپا، نقش مهمی در تبادل فرهنگی و فناوری در طول عصر حجر ایفا کرد.به طور خلاصه، ایرانیان در عصر حجر در موقعیت تاریخی و جغرافیایی استراتژیک قرار داشتند که به آنها امکان توسعه فرهنگهای باستانی، کشاورزی، و ارتباط با مناطق دیگر را داد. عذر تقصیر کمی پاسخ مربوط به ایران طولانی شد، اما خب حوصله کنید دررابطهبا آمریکا پاسخ مختصر و مفید بود . در عصر حجر (حدود ۲.۵ میلیون تا ۱۰ هزار سال پیش) قاره آمریکا آنطور که امروز میشناسیم وجود نداشت. در طول عصر حجر، فرهنگهای اولیهای در قاره آمریکا شکل گرفتند. این فرهنگها شامل شکارچیان و جمعآوریکنندگان گیاهان بودند که به زندگی چادرنشینی و کوچنشینی میپرداختند. اینها همان سرخپوستان بودند که بعدها در سال ۱۴۹۲ با کشف این قاره توسط کریستف کلمب از این منطقه رانده شدند. نهایتاً در عصر حجر امریکا نبود و در قاره آمریکا فعلی نیز تمدنهای پیشرفتهای مانند تمدن قبل تاریخ مصر و ایران و بینالنهرین وجود نداشت. همین بود تمام شد.
حالا برایناساس اگر به قول شما قرار باشه در بستر تاریخ برگردیم به عصر حجر و همانجایی که قبلاً بودیم؛ در این بازگشت لزوماً به شکل منطقی به عدم حضور شما در بستر تاریخ میرسیم. چون شما اصلاً و در آن مقطع تاریخی وجود نداشتید که قادر باشید دوران عصر حجر ما را ارزیابی کنید. تحقق عصر حجر ما مصادف با فنا و عدم شماست. چه تقدیری هر جور محاسبه کنی حتی در بازگشت به عصر حجر، حضور ما عدم شماست.آقای ترامپ قصد ندارم وارد مباحث تخصصی شوم، زیرا تردید دارم درک این موضوعات برای شما میسر باشد. بااینحال، برای آگاهیبخشی نمیتوانستم از بیان آن صرفنظر کنم. شما ادعای ابرقدرتی و کدخدایی دارید، اما لازم است اطلاعات تاریخی بیشتری کسب کنید تا از تکرار چنین اظهاراتی پرهیز کنید. نیازی نیست ما و شما به دورههای تاریخی دور مانند عصر حجر بریم. همین دوره تاریخی قرونوسطی اولیه یا به قول خودتان “عصر تاریکی و وحشت “خودتان از قضا همزمان هست با عصر طلایی تمدن ایرانی – اسلامی، یعنی دوران شکوفایی علم و دانش و هنر ما. شکوفایی که بعدها بنیاد و منبع علمی قابلاتکا جهان دانش شد.
در اینسو درحالیکه دانشمندانی چون عبدالرحمن صوفی، ابوریحان بیرونی و ابوعلی سینا، پیش از گالیله به کندوکاو در نظریهها، اکتشافات و اختراعات مشغول بودند، گالیله نگونبخت تنها به دلیل ارائه نظریه خورشیدمرکزی مبنی بر اینکه “زمین و سیارات بهدور خورشید میچرخند” به اعدام محکوم شد. در نهایت، با پذیرش اشتباه خود و تصدیق نادرستی ادعای پیشین اقرار کرد”خورشید بهدور زمین میگردد”و از اعدام نجاتیافته و به حصر خانگی محکوم شد. در اینجا به جملهای از فریدریش هگل، فیلسوف بزرگ تاریخ غرب (هرچند احتمالاً با او آشنایی ندارید)، استناد میکنم. هگل در “تاریخ عقل” از مفهوم “نخستین وحدت” (First Unity) استفاده میکند. او معتقد بود که هر تمدنی، یک “نخستین وحدت” را در خود دارد که در آن، روح جهان به طور اولیه و غیرآگاهانه خود را تجلی میدهد. به عقیده هگل تمدن ایران، “نخستین وحدت” را در خود دارد. بهعبارتدیگر، روح جهان برای اولینبار در تمدن ایران خود را به تجلی داده است و بعد به سایر نقاط منتقل شده است. به نظر او تاریخ با ایران آغاز میشود. ایران خاستگاه تاریخ و مرکز ثقل تحولات تاریخی است. خلاصه هر جوری حساب کنیم ما با اختلاف زیاد جلو هستیم.در پایان فرض بگیریم درک عمیقِ سیر تحولات تاریخی و مبانی فلسفه تاریخ، امری مستلزم تلاش و درایت فراوان است؛ با این حال،به گواهی تاریخ تحولات کشورهایی چون ژاپن،آلمان ،لهستان و ویتنام، بر همگان این حقیقت بنیادین واضح و مبرهن است که نابودی زیرساختهای یک کشور، هرچند فاجعهبار، به خودی خود، آن را به عصر حجر باز نمیگرداند؛ زیرا ایمان،عقل و دانش و پشتکار بنیانهای استواری هستند که در برابر ویرانیهای مادی ایستاده و میتوانند، حتی در بحرانیترین شرایط، مسیر پیشرفت را روشنتر سازند.


